دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

104

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

سيورغال براى نخستين‌بار در زمان آل جلاير شكل خاصى به خود گرفت « 1 » و ايماقهاى تركمان و سرانجام صفويان هم بدان شكل ويژه‌اى بخشيدند . با اينكه تحقيق دربارهء سيورغال به بيش از اينها نياز دارد ، ولى به نظر مىرسد كه در ايام تيمور كاركردهاى مختلفى داشته است ، نظير واگذار مناطق ، شهرها و قلعه‌ها نخست به وابستگان تيمور و سپس به فرماندهان لايق نظامى و سرانجام به مالكان پيشين اين متصرفات كه تسليم تيمور شده بودند . اينكه سيورغال هم در مواردى شامل معافيت از ماليات مىشده ، چيزى است كه بايد مورد بررسى قرار گيرد ؛ گو اينكه اين مسئله آشكارا يكى از ويژگيهاى منظم آخرين نوع ذكر شده از اين اخراجات به شمار رفته است . آنچه يقين است ، اين است كه سيورغال در زمان سلطنت تيمور چندان اهميتى نداشته و شايان همسنجى با سيورغال دوره صفويه نبوده است . به حكام تيمور در ايران حتى اگر از وابستگان نزديك مىبودند و قدرت زيادى هم داشتند ، اختيارات نامحدودى در برابر نيروهاى مسلح و يا اعضاى تشكيلات كشورى داده نمىشد « 2 » . شواهد كافى وجود دارد مبنى بر اينكه آنان از بالا تحت نظارت مستقيم قرار داشتند و در صورت لزوم از كارها بر كنار مىشدند ؛ چنان كه سرنوشت شاهزاده ميرانشاه گواهى بر اين مدعاست . هنگامى كه آنان را منصوب مىكردند ، سفارش مىنمودند كه تجارت و بازرگانى را رونق ببخشند ؛ تشكيلات را بر پايه ثابتى نظم و نسق بدهند و عناصر ياغى را سر جاى خود بنشانند و يا از ميان بردارند . در مواردى به آنان يك مهلت چند ساله داده مىشد تا اين وظايف را به انجام برسانند ؛ پس از آن خود را بار ديگر بالضروره براى خدمت نظام آماده مىكردند . به طور كلى ايران تحت اين تشكيلات كه ناحيه به ناحيه فرق مىكرد ، به تدريج خود را از زير بار لطماتى كه در دوران نابسامانى حاصله از فروپاشى امپراتورى ايلخانان و فتوحات و استيلاى چغتائيان بر آن متحمل شده بود ، بيرون كشيد . محقق معتبرى چون بارتولد ادعا مىكند كه اقدامات بازسازى تيمور به همان اندازه ويرانگريهاى وى شگفت‌انگيز است و بايد از او به خاطر امنيتى كه در مناطق تحت سيطره‌اش برقرار كرده بود ، تقدير كرد . براى مثال مىتوان از بيوه تاجرى صحبت

--> ( 1 ) - واژه سيورغال پانزده بار در كتاب دستور الكاتب نخجوانى به كار رفته و خاص شيخ اويس جلايرى است ؛ اين اصطلاح به معنى « فيف » و يا « واگذارى منطقه » نيست بلكه به معنى « لطف و مرحمت » به كار رفته و تركيب فعلى آن نيز معنى « واگذار كردن » و يا « بخشيدن » مىدهد . ( 2 ) - در اين مورد تصور واقعى بودن فرمول سوزوميز اشتباه خواهد بود كه در اسناد ميرانشاه به تاريخ 796 / 1394 و 798 / 1396 و در سندى از محمد سلطان به تاريخ 804 / 1401 به كار رفته است . اين نكته شايان توجه است كه علاوه بر ديباچه سلطان محمود يارليغيندين كه در هرسه سند آمده است ، آخرين سند همچنين حاوى فرمول امير تيمور گوركان سوزوميندن است . نگاه كنيد به : فكته ، Einfuhrung ، شماره 1 ، ( بررسى آن در محله Der Islam ، جلد 57 [ 1978 م . ] ، صص 9 - 147 توسط هرمان ) و هرمان ، « Zur Intitulatio » .